شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل را اسیر هجران بگذاشتی و رفتیجان را به بند حرمان بگذاشتی و رفتی
۲
از چشم سیل‌خیزم جانان سفر نمودیاین خانه را به طوفان بگذاشتی و رفتی
۳
مجنون مگر به طورت شرط رفاقت این بودما را درین بیابان بگذاشتی و رفتی
۴
پرداختم دل از غیر تا منزل تو باشدای خانهٔ تو ویران بگذاشتی و رفتی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth