خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو را داده در حسن حق دستگاهیزکات جوانی به پیران نگاهی
۲
مبادا کسی چون تو افسرده ای دلنه دردی نه داغی نه اشکی نه آهی
۳
چو در جستوجویت سراسیمه گردمرود دل به راهی دود جان به راهی
۴
به بیداد مالیده زان آستین راکه بگرفته دامان او دادخواهی
صفحهٔ ۱ از ۵