شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف خوبان بلاست پندارینه بلا اژدهاست پنداری
۲
بت من آنچنان دل‌آشوب استکه بلای خداست پنداری
۳
یک نفس یار وا نشد با منگل باغ حیاست پنداری
۴
زلف یار است درهم و برهمنسخهٔ حال ماست پنداری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth