شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکس که خورده چون شمع سر چنگ زندگانیدر مرگ می‌گریزد از ننگ زندگانی
۲
ذوقی نماند دل را با آن دهان شیرینتنگ شکر نخواهد دلتنگ زندگانی
۳
از بس که در غم یار در دیده‌ها شدم خوارمرگم نکرد از عار آهنگ زندگانی
۴
نی وصل دل‌فروزی نی هجر سینه‌سوزیخواهیم مرد روزی از ننگ زندگانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth