شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه کنم گر ندهم تن به جفای پیریکه ز سر واشدنی نیست بلای پیری
۲
از خدا خواستی ای کاش جوان مردن منآنکه درباره من خواست دعای پیری
۳
مو به مو مشک مرا کرد به کافور به دلگشت افسرده دل من ز لقای پیری
۴
بارش برف ببین بر سرم از موی سپیدسیر دارد خنکی‌های؟؟؟؟ پیری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth