خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شدم پیر و میگویم ازناتوانیدریغا جوانی دریغا جوانی
۲
چنین گر ز پا افتم از ناتوانیرود رفتهرفته ز اشکم روانی
۳
ازو یک اشارت ز من جانفشانیسبک روحم از من نیاید گرانی
۴
مبر نام همجران جانکاه کاین تنبه یک شب کند شاب را شیخ فانی
صفحهٔ ۱ از ۴