شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو نی هرچند گشتم خشک و خالیمرا بنواز و بنگر زار نالی
۲
ز بس هر سفله دارد رنگ و روغنبه چینی می‌زند پهلوسفالی
۳
ز دستت باده خوردم رفتم از دستفلا ادری یمینی عن شمالی
۴
چو بینم خاکبازی‌های طفلانبه شور آیم ز یاد خوردسالی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth