شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز تأثیر محبت دل به زلفش سر کند بازیبه این جرئت کجا با مار افسون‌گر کند بازی
۲
دل من گرد چشم یار می‌گردد ازان ترسمشود زخمی چون آن طفلی که با خنجر کند بازی
۳
ندارد هیچ وزنی وقت استیلای غم تمکینکه چون آید به طوفان بحر با لنگر کند بازی
۴
پریشان اختلاطی این‌چنین آشفته‌ام داردکه هر تاری ز زلفش با دل دیگر کند بازی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth