شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نباشد همچو من در کوچهٔ زلف تو شیداییگرفتار است جان ز آشفتگی جای دلم جایی
۲
فضولی‌های مهمان میزبان را داغ می‌سازدغمت هر لحظه می‌سوزد دلم را از تقاضایی
۳
مرا گر دوست می‌دانی مروت کن به من باریوگر دشمن تصور کرده‌ای ظالم مدارایی
۴
مکن ای خط سرکش این‌قدر بیداد بر رویشخدا کرده است پیدا بهر هر فرعون موسایی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth