شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز دست تو منم دستخوش بی‌تابیمی‌کنند از هوسم سیم‌تنان بی‌تابی
۲
گریه چون ابر تر از دامن مژگان برخیزخار صحرایی بلا خشک شد از بی‌آبی
۳
قدمی رنجه کنی گر تو به ویرانهٔ مافرش خاکستری فقر کند ستجابی
۴
از تماشای توام چشم به زیر ابرومانده حیرت‌زده چون آیینهٔ محرابی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth