خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دم مزن این تیغ با ابروی یار از همسریبحث کج باشد دلیل قاطع بیجوهری
۲
میفروشم سرمه وز خوبان نگاهی میخرممن به چشم خویش دیدم سود این سوداگری
۳
همچو به هرچند گردآلود خط شد آن ذقنمیبرد گوی لطافت را ز سیب عنبری
۴
شاید از سنگینی درد دلش آگه کندکاغذ مکتوب را دادیم رنگ مرمری
صفحهٔ ۱ از ۲