خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بلند از قند تو رعناییقامتت سرو باغ یکتایی
۲
رفت مجنون و من درین صحرامیدهم جان به درد تنهایی
۳
خانه از گریه شد خراب و هنوزبیمروت ز در نمیآیی
۴
با خرام تو کبک کوهساریستپیش چشمت غزاله صحرایی
صفحهٔ ۱ از ۳