خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی نگاه تو سرگرم فتنهپردازیز ترکتاز تو در لرزه ترکی و تازی
۲
کبوتری که پرد در هوای آن لب بامتمام عمر بود در بلندپروازی
۳
دلم که در حرم کوی یار میرقصدکبوتریست که با کعبه میکند بازی
۴
ز اشک پاک گهر در تعجبم که چرادویده گرم چنین از برای غمازی
صفحهٔ ۱ از ۲