شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به بختم محرمی در حضرت جانانه بایستیدل صد چاک من گیسوی او را شانه بایستی
۲
دلم را هر که می‌بیند اسیر زلف می‌گویدکه زنجیر چنین را این‌چنین دیوانه بایستی
۳
به طوف شمع خود رفتم ندانستم چه باید کردپی تعلیم همراهی یکی پروانه بایستی
۴
نشد از شیشه و پیمانه تسکین خمار منسبوی دستگیری من درین میخانه بایستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth