شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فتادم بر درت برخیز گفتیدگر ناگفتنی‌ها نیز گفتی
۲
حدیث تلخ کز وی زهر می‌ریختازان لب‌های شکرریز گفتی
۳
کشیدی تیغ از شوخی و آن‌گاهبه این بی‌دست و پا بگریز گفتی
۴
مرا گفتی ز من چیزی طلب کنعجب چیزی بدین ناچیز گفتی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth