خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ز من برد جامه گلگونیکه بهر جلوه میکند خونی
۲
کسب اشراف کن ز میخانههست در هر خمی فلاطونی
۳
سفلهپرور شد آنچنان گردونکه فریدون شده است هر دونی
۴
لای خوران کوی میکده رانیست حاجت به هیچ معجونی
صفحهٔ ۱ از ۲