شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دردا که جز گناه ندارم بضاعتییک ساعتم ز عمر نشد صرف طاعتی
۲
از هول روز هجر چه پرسی چه گویمتروز قیامت است ازان روز ساعتی
۳
پروانه‌ای چه چاره کند با هزار شمعدل یک تن است و شعله‌عذاران جماعتی
۴
چشمت نگشت سیر به یک لاله‌زار داغمن سوختم دلا تو نداری قناعتی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth