خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۰۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز شوخی جلوهای بر من برای دلبری کردیچو دل بردی رخ از چشمم نهان همچون پری کردی
۲
بنای کعبهٔ دل را فکندی عاقبت از پاتو با وصف مسلمانی چرا این کافر کردی
۳
بلای آسمانی دست و پا گم میکند آنجاتو هر جا فتنه سر از نرگس نیلوفری کردی
۴
قرار و صبر و طاقت از دلم بردی عفاک اللهعجب شاهی که در اقلیم خود غارتگری کردی
صفحهٔ ۱ از ۲