شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۴

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوخت سودای نگاهت خانمان سرمه راتوتیا کرد آرزویت استخوان سرمه را
۲
مطلب دنبالهٔ چشمت نمی‌دانم که چیستای سرت گردم نمی‌فهمم زبان سرمه را
۳
جانب ما تیره‌روزان هم توان کردن نگاهای که روشن کرده چشمت دودمان سرمه را
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth