→ واقف لاهوریواقف لاهوری
واقف لاهوری
غزلیات ناتمام
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ای هر سر موی تو رگ جان دل ما←شمارهٔ ۲چه غم گر غمش ناتوان کرد ما را←شمارهٔ ۳نکشد یار از غرور مرا←شمارهٔ ۴دل ز رنج سفر عشق خراب است مرا←شمارهٔ ۵نمک خوان دل فگاران است←شمارهٔ ۶خوگر وصل چه داند غم مهجوری را←شمارهٔ ۷چون نی نساخت همدمی هیچکس مرا←شمارهٔ ۸کی دلِ خشنود میباید مرا←شمارهٔ ۹بس که در هر صورت آزار است دامنگیر ما←شمارهٔ ۱۰چشمش از یک نگاه کشت مرا←شمارهٔ ۱۱کردم ز عشق داغ سراپای خویش را←شمارهٔ ۱۲از پا فکنده قامت رعنای او مرا←شمارهٔ ۱۳همسری نَبْوَد به ابروی بتان شمشیر را←شمارهٔ ۱۴پرتو آن مهجبین بیتاب میسازد مرا←شمارهٔ ۱۵کجا هوای گلستان شگفته کرد مرا←شمارهٔ ۱۶ضرور بر زر رخسار شد سپاس مرا←شمارهٔ ۱۷هر شب ز گریه بی تو سحر میکنم بیا←شمارهٔ ۱۸مجمر داغ گشت سینهٔ ما←شمارهٔ ۱۹درهم و برهم نمود طرهٔ جانانه را←شمارهٔ ۲۰از کجا میآیی ای غارتگر جان از کجا←شمارهٔ ۲۱ای سوخته از داغ تو صد جای دل ما←شمارهٔ ۲۲به تربتم چو دهم جان در انتظار بیا←شمارهٔ ۲۳بسمل نمود آرزوی تیغ او مرا←شمارهٔ ۲۴ای که بستی کمر از بهر دل آزاری ما←شمارهٔ ۲۵در غم دل چون ز خون رنگین کنم این دیده را←شمارهٔ ۲۶کس چه کند این دل آواره را←شمارهٔ ۲۷زارم از درد جدایی ای دل زارم بیا←شمارهٔ ۲۸نتَوان کرد مرا از تو به تدبیر جدا←شمارهٔ ۲۹بگو به آن مژهها تا زنند تیر مرا←شمارهٔ ۳۰هست آرزوی بوسهای از تو من دلریش را←شمارهٔ ۳۱نوبهار است و ندارم دلِ خشنود بیا←شمارهٔ ۳۲توان داشت معذور در گردشم←شمارهٔ ۳۳خستهٔ عشقیم و میسوزد دل غمگین ما←شمارهٔ ۳۴تا فرود آمدی به خانهٔ ما←شمارهٔ ۳۵میروی و حسرت بسیار میماند به جا←شمارهٔ ۳۶ضبط کنم در نفس ناله و فریاد را←شمارهٔ ۳۷داغ تو ز بس گداخت ما را←شمارهٔ ۳۸سر کنم در وصف گیسوی تو هر جا خامه را←شمارهٔ ۳۹مگْذار به دل دگر امل را←شمارهٔ ۴۰می خورده با رقیب برافروختی چرا←
۱ از ۹صفحهٔ بعد ←