خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۶۵
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل زمن قاعدهٔ جامهدریدن آموختبلبل از من روش نالهکشیدن آموخت
۲
دارم امید که آرام نبیند در خوابآهوی رام مرا آنکه رمیدن آموخت
۳
جز به محنت نشود پا به ره عشق رواناشک من خون جگر خورده دویدن آموخت
۴
دامنه هیچ هنر چون نفتادش در چنگدست ناقابل من جیبدریدن آموخت
صفحهٔ ۱ از ۲