خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به غیر از جفا یاد کاری نداردوفا پیش او اعتباری ندارد
۲
چرا میرود دامنافشان ز خاکمبه خاطر گر از من غباری ندارد
۳
اگر بیقراری کنم عذرم این استکه بر قول خود او قراری ندارد
۴
به جز خون دل نیست ما آزمودیمشرابی که در پی خماری ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲