شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده گردید و بت عهدشکن پیدا کردخوش بلایی ز برای دل من پیدا کرد
۲
در سفر داغ غریبی دلم آورد به دستتحقه‌ای بهر عزیزان وطن پیدا کرد
۳
قدر لخت جگر من نشناسی حیف استاین عتیق است که نتوان به یمن پیدا کرد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth