خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۷۳
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جز چاکی که آن از جیب تا دامن نمیآیددگر کاری ز دست نارسای من نمیآید
۲
چه میپرسی ز من نادردمندیهای یاران راشدم بیمار و کس هرگز به پرسیدن نمیآید
۳
اگر مرد رهی از فکر زن برهم مزن خود راز یک زن آنچه میآید ز صد رهزن نمیآید
صفحهٔ ۱ از ۱