شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۹۲

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نماندیم در هجر او زنده بسیارنگشتیم صد شکر شرمنده بسیار
۲
توان بست شیرازه از تار زلفیکه اوراق دل شد پراکنده بسیار
۳
چو گل در دهانت مگر زعفران استکه بر گریه‌ام می‌زنی خنده بسیار
۴
خدا را ز من دل مکن ای بت منکه این بنده بهر تو جان کنده بسیار
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth