شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به کوی دلبران حد ادب فهمیده می‌آیدماگر سیلاب هم باشم نفس دزدیده می‌آیدم
۲
چه می‌ترسانی از کشتن مرا گر آمدم پیشتبه این امید از عمری کفن پوشیده می‌آیدم
۳
رموز پیچ و تاب زلف خوبان خوب می‌دانمبرون از عهدهٔ این مصرع پیچیده می‌آیم
۴
توام صدبار در دل آمدی از کس نپرسیدیمرنج از من اگر پیش تو ناپرسیده می‌آیدم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth