شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۴۳

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که محو خیال آن رویمسخن صاف و شسته می‌گویم
۲
دستهٔ سنبلم چه کار آیدمن ز آشفتگان گیسویم
۳
حرف کس رد نمی‌توانم کردهمچو کاغذ ز بس تنک‌رویم
۴
پرسی از من سگ کجایی توکمترین سگان این کویم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth