شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۸۴

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک شب قدمی رنجه نما زاری من بینبیماری و بیداری و بی‌یاری من بین
۲
هرچند که راندی ز حریم تو نرفتمای من سگ کوی تو وفاداری من بین
۳
در سلسلهٔ زلف تو بند است دل زارآهسته رو ای شوخ گرفتاری من بین
۴
تو خفته و من شمع‌صفت بهر تو سوزمچشمی بگشا یک ره و بیداری من بین
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth