خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۹۵
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از برای غارتم زینسان متاز ای نازنیناندکی وا زن عنان رخش ناز ای نازنین
۲
شکوهای سرکده بودم تیغ بر فرقم زدیقصه کوتاه ساختی عمرت دراز ای نازنین
۳
آخر این آیینه روزی زنگ پیدا میکنداینقدر از سادگی بر خود مناز ای نازنین
صفحهٔ ۱ از ۱