خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۹۸
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به حکم ناز گهی غمزه را چو تیر بزنبگو که تیغ نخستین برین اسیر بزن
۲
شنیدهام که پر از تیر ترکشی داریبیا و این همه را بر دل فقیر بزن
۳
چنان مکن که کشد حسرت جفای توامبه تیغ اگر ننوازی مرا به تیر بزن
صفحهٔ ۱ از ۱