شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۲۱

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای محبت جسم و جانم سوختیآه بیداد نهانم سوختی
۲
شعله‌ای از آتش من برنخاستاین‌قدرها بی‌زبانم سوختی
۳
بر لبش جا کردی ای تبخاله حیفخون شوی یارب که جانم سوختی
۴
نالهٔ بیجا نکردم باغباناز چه تقصیر آشیانم سوختی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth