شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۲۵

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یا رب بسی کشیدم آزار زندگانیمرگی که گردد آسان دشوار زندگانی
۲
از دوری تو بنده نی مرده‌ام نه زندههم ننگ مرگ گشتم هم عار زندگانی
۳
شمشیر ناز در کف می‌آید آن جفاجواین دم ضرور گردید اظهار زندگانی
۴
موی سفید سر زد آشفتگی به در رفتزین صبح شد فسرده گلزار زندگانی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth