شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۲۸

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گیرم که جمله من جگر و دل شود کسیاین درد را چه‌سان متحمل شود کسی
۲
مژگان شوخ یک طرف آن غمزه یک طرفجان بر چه‌سان ز دست دو قاتل شود کسی
۳
آیینهٔ غدار تو را تاب آه نیستآه آن زمان که با تو مقابل شود کسی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth