خلوتی با فردوسی
بخش ۴۳ - پایان گفتگوها و اشاره به داستان مهبود
پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگه کرد کسری بگفتا راویدلش گشت خرم به دیدار اوی
۲
چو گفتی که زه بدره بودی چهاربدین گونه بد بخشش شهریار
۳
چو با زه بگفتی زهازه بهمچهل بدره بودی ز گنجش درم
۴
چو گنجور باشاه کردی شماربه هربدره بودی درم ده هزار
صفحهٔ ۱ از ۳