شعر را زندگی کن
خلوتی با فردوسی

بخش ۴۴ - داستان مهبود با زروان

پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنین گفت موبد که بر تخت عاجچو کسری کسی نیز ننهاد تاج
۲
به بزم و برزم و به پرهیز ودادچنو کس ندارد ز شاهان به یاد
۳
ز دانندگان دانش آموختیدلش را بدانش برافروختی
۴
خور وخواب با موبدان داشتیهمی سر به دانش برافراشتی
صفحهٔ ۱ از ۴۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth