خلوتی با فردوسی
بخش ۷۱ - ساخت شطرنج برای نشان دادن صحنه جنگ به مادر
پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پر از درد شد گو بایوان خویشجهاندیده فرزانه را خواند پیش
۲
بگفت آنچ با مادرش رفته بودز مادر که برآتش آشفته بود
۳
نشستند هر دو بهم رای زنگو و مرد فرزانه بیانجمن
۴
بدو گفت فرزانه کای نیکخوینگردد بما راست این آرزوی
صفحهٔ ۱ از ۱۲