خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امید وصل تو کاری درازستامید الحق نشیبی بیفرازست
۲
طمع را بر تو دندان گرچه کندستتمنا را زبان باری درازست
۳
ره بیرون شد از عشقت ندانمدر هر دو جهان گویی فرازست
۴
به غارت برد غمزهت یک جهان جانلبت را گو که آخر ترکتازست
صفحهٔ ۱ از ۲