شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبر کن ای تن که آن بیداد هجران بگذردراحت تن چون که بگذشت آفت جان بگذرد
۲
خویشتن در بند نیک و بد مکن از بهر آنکزشت و خوب و وصل و هجران درد و درمان بگذرد
۳
روزگاری می‌گذار امروز از آن نوعی که هستکانچه مردم بر خود آسان کرد آسان بگذرد
۴
تا در این دوری ز داروی و ز درمان چاره چیستصبر کن چندان که این دوران دونان بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth