خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی تو آرام دلها میبردزلف تو زنهار جانها میخورد
۲
تا برآمد فتنهٔ زلف و رختعافیت را کس به کس مینشمرد
۳
منهی عشق به دست رنگ و بویراز دلها را به درها میبرد
۴
وقت باشد بر سر بازار عشقکز تو یک غم دل به صد جان میخرد
صفحهٔ ۱ از ۳