خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا مرنجان کایزد ترا برنجاندز من مگرد که احوال تو بگرداند
۲
در آن مکوش که آتش ز من برانگیزیکه آب دیدهٔ من آتش تو بنشاند
۳
اگر ندانی حال دلم روا باشدخدای عز و جل حال من همی داند
۴
مرا به بندگی خود قبول کن زان پیشکه هرکه دیده مرا بندهٔ تو میخواند
صفحهٔ ۱ از ۲