شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۱۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق تو ز دل برید نتواندوصل تو به جان خرید نتواند
۲
روی تو اگر نه آفتاب آیدچونست که درست دید نتواند
۳
طرفه شکریست آن لبان توهر طوطی ازو مزید نتواند
۴
هرجا که تو دام زلف گستردییک پشه ازو پرید نتواند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth