شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل رخسار تو چون دسته بستندبهار و باغ در ماتم نشستند
۲
صبا را پای در زلف تو بشکستچو چین زلف تو بر هم شکستند
۳
که خواهد رست از این آسیب فتنهکه نوک خار و برگ گل نرستند
۴
کرا در باغ رخسارت بود راهاز آن دلها که در زلف تو بستند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth