خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکرا عشقت به هم برمیزندعاقبت چون حلقه بر در میزند
۲
طالعی داری که از دست غمتهرکرا دستیست بر سر میزند
۳
در هوای تو ملک پر بفکنداینچنین کت حسن بر در میزند
۴
من کیم کز عشق تو بر سر زنمبر سر از عشق تو سنجر میزند
صفحهٔ ۱ از ۳