شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
معشوق دل ببرد و همی قصد دین کندبا آشنا و دوست کسی این‌چنین کند
۲
چون در رکاب عهد و وفا می‌رود دلمبیهوده است جور و جفا چند زین کند
۳
دل پوستین به گازر غم داد و طرفه آنکروز و شبم هنوز همی پوستین کند
۴
گوید که دامن از تو و عهد تو درکشمتا عشق من سزای تو در آستین کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth