شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن روزگار کو که مرا یار یار بودمن بر کنار از غم و او در کنار بود
۲
روزم به آخر آمد و روزی نزاد نیززان گونه روزگار که آن روزگار بود
۳
امروز نیست هیچ امیدم به کار خویشبدرود دی که کار من امیدوار بود
۴
دایم شمار وصل همی برگرفت دلاین هجر بی‌شمار کجا در شمار بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth