شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون نیستی آنچنان که می‌بایدتن در دادم چنان که می‌آید
۲
گفتی که: از این بتر کنم خواهی؟الحق نه که هیچ درنمی‌باید
۳
با این همه غم که از تو می‌بینمگر خواب دگر نبینی‌ام شاید
۴
با فتنه‌یِ روزگارِ تو عید استهر فتنه که روزگار می‌زاید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth