خلوتی با فردوسی
بخش ۱ - آغاز داستان
داستان رستم و اسفندیار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کنون خورد باید می خوشگُوارکه می بویِ مشک آید از جویبار
۲
هوا پر خروش و زمین پر ز جوشخنُک آنک دل، شاد دارد به نوش
۳
دِرَم دارد و نُقل و جامِ نبیدسر گوسفندی تواند برید
۴
مرا نیست، فرخ مر آن را که هستببخشایْ بر مردم تنگدست
صفحهٔ ۱ از ۴