شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز دوش آن صنم باده‌فروششهری از ولوله آورد به جوش
۲
صبحدم بود که می‌شد به وثاقچون پرندوش نه بیهش نه به هوش
۳
دست برکرده به شوخی از جیبچادر افکنده ز شنگی بر دوش
۴
دامن از خواب کشان در نرگسدام دلها زده از مرزنگوش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth