شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دو چشم تو که تا زنده‌امتو خداوندی و من بنده‌ام
۲
سر زلف تو گواه من استکه من از بهر رخت زنده‌ام
۳
به رخ خویش ننازی چنانکه من از عشق تو نازنده‌ام
۴
چه زنم خنده که در عشق توز دو صد گریه بود خنده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعل
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth