شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا رنگ مهر از رخ روشن گرفته‌امبی‌رنگ او ببین که چه شیون گرفته‌ام
۲
دریای من غذای دل تنگ من شدستدریای کشتیی که به سوزن گرفته‌ام
۳
آهن دلا دلم ز فراق تو بشکندکو را به دست صبر در آهن گرفته‌ام
۴
یک روز دامن تو بگیرم که چند شبدر تو به اشک خویش به دامن گرفته‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth